تبليغاتX
×کمیل نوشت×

×کمیل نوشت×

"می نویسم تا بیابم بر قلم رنگ خدا را"

« به نام خدای شهیدان عاشق گم نامان لایق»

     اولاً! یعنی زمانی که برای خوندن این متن میخوای بگذاری،بالکل،به اندازه نصف وقتی که به فکر کردن برای پیدا کردن راهی برای گرفتن حال من می گذاری هم نمیشه؟!

این قدر کم؟ پس شما رو به جون مهتاب هاتون،به جون بهارنارنج هاتون،به جون... متن زیر رو بخونید و خیلی خوشحال هم میشم که نظرتون رو در پایان برام بنویسید.

ساعت10دقیقه بامداد شب 22بهمن 1385بود.دیدم شبکه دو داره یه فیلم سینمایی پخش میکنه.بعد از دیدن اون تقریباً ساعت 1:30بامداد بود که گفتم "نه من"رو بخونم وبعدش بخوابم ولی وقتی این فصل تموم شد دیدم نمی تونم فصل های دیگر رو نخونم. همین طور میخوندم و ورق میزدم. وقتی به خودم اومدم  دیدم ساعت4 صبح است درحالیکه پشت جلد کتاب جلوی روم بود و من مات و مبهوت پایان ماجرا !؟ میخواستم از ته دل گریه کنم!...    

(مابقی در ادامه مطلب)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 10:15  توسط کمیل  |